سه شنبه ٢٠ آذر ١٣٩٧
صفحه نخست|ايران|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|پرسش و پاسخ
منو اصلی
صفحات مجازی

 

 



  چاپ        ارسال به دوست

#حافظ #آتن #ادبیات_فارسی

نشست ادبی " حافظ شیرازی در جهان ایرانی "درشهر آتن برگزار گردید

همایش علمی- ادبی حافظ شیرازی در جهان ایرانی روز چهارشنبه در سالن اجتماعات خلیج فارس رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران با حضور فراگیران زبان فارسی ، شخصیتهای ادبی و علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی برگزار گردید.

دراین همایش دکتر علی محمد حلمی رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران ضمن تشکر از حضور استادان یونانی و ایرانی و فارسی آموزان وعلاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی گفت :

حافظ  درخشانترین  ستاره فرهنگ فارسی است که در اعماق زوایای زندگی ، ذهن و دل ایرانیان و دیگر فارسی زبانان جهان نفوذ کرده است.

رایزن فرهنگی کشورمان در ادامه سخنان خود تصریح کرد: خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی آینه تمام نمای تاریخ و ادبیات ایران است . حافظ که معروف به لسان الغیب ، لسان االعرفا، ترجمان الاسرار  می باشد شاعر بزرگ و شهیر سده هشتم هجری و یکی از سخنوراران نامی جهان است.دیوان شعر حافظ شامل 500 عزل، 2 مثنوی، چند قصیده ، قطعه و تعدادی رباعی است که تا کنون بیش از 400 بار به شیوه های گونان به زبان های فارسی و دیگر زبان های زنده جهان چاپ شده است

حافظ از پیوند غزلیات  عارفانه مولانا و غزل های عاشقانه سعدی استفاده کرده و شباهتهایی با شیوه سخن پردازی خواجوی کرمانی دارد. اما نوآوری اصلی و برجستگی اشعار او در تک بیت های درخشان ، مستقل و خوش مضمون اوست .

او بر شاعران پس از خود نیز تاثیرگذار بوده و در سده های  هیجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان های اروپایی ترجمه و منتشر شد و نام او در محافل ادبی جهان غرب راه یافت. چند وجهی بودن اشعار حافظ باعث شد تا مردم ، علما و فرهیخیتگان و اقشار مختلف جامعه در طول تاریخ با این شاعر پر آوازه انس بگیرند. جهان بینی حافظ ، جهان بینی خداپرستی، عرفانی و عشق به پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین (ع) است. او با قرآن کتاب مقدس مسلمانان مأنوس بود و قرآن در اندیشه و فکر او نفوذ داشت همانگونه که خود گفت :

ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ               به قرآنی که اندرسینه داری

خواجه شمس الدین محمد ملقب به حافظ برای زیبا سازی اشعارش از انواع مختلف شیوه های مرسوم در هنر و صناعت و معانی بیان ، بلاغت و فصاحت بهره می جست و در تشبیهات برای کلمات ، مترادفهای جالبی را بر می گزیده ، مانند اینکه برای مو ازسنبله، کمند، بند و برای ابرو، کمان و برای قامت و قد و بالا از کلمه سرو و برای صورت ماه رخسار و چراغ  و امثالهم استعاره بر می گیرد.

سپس خانم دکترپولی خاجی مانولاکی استاد و نویسنده یونانی با اشاره  به اشعارعرفانی و معنوی وعاشقانه حافظ، گفت:  اشعار او موضوعات مختلفی در حوزه عشق، حُب، نوستالژی، موقتی بودن این زندگی مادی و ... را شامل می شود. او در آثار خود از شخصیت هایی مانند یار و معشوق در قالب های مختلف بهره گرفته است، عشق به دختری زیباروی تا انتزاعی ترینِ نماد ها مانند  بلبل و گل رُز ( یار سخت پسند، دلبری او و سختی راه برای معشوق- گل رُز سرخی که خار فراوان دارد و شاعر در تمثیل بلبلی که سعی دارد به او نزدیک شود) و در جای جای این اشعار نشانه های عشق به خدا مستتر است.

 دکتر مانولاکی در ادامه سخنرانی خود ، تصریح کرد : در اشعارحافظ همچنین از ساقی، مست، متظاهر، زاهد، قاضی ناعادل، مرغ افسانه ای ققنوس به کرات یاد شده است. سرو رعنا که تشبیهی از قد یار است، مژه هایش که مانند سوزنی قلب عاشق را به رنج می آورد و گیسوان بافته شده یار که عاشق را محو خود ساخته.

وی در ادامه تصریح کرد: شعر های حافظ سرشار از نشانه ها و حکمت هاست که هنوز هم تا به امروزانسان را تحت تاثیر قرار می دهند. شاید می بایست  کمی درباره شعر فارسی و نه تنها اشعار حافظ صحبت کنیم تا یک دید اجمالی به اشعار سروده شده در این زبان کهن داشته باشیم، با وجود اینکه حافظ نیز در زمره شاعران پارسی گوی و پارسی سرای ایرانیست که این سنت مرسوم ایرانی به نوعی از حافظ خواست که ادامه دهنده این مسیر باشد و چیزی که به او محول شده بود را تزکیه و در قلب خود محفوظ دارد و آن را زنده و شکوفا نگه دارد.

 دکترمانولاکی درادامه افزود: کمی پس از "جونز" ترجمه کتاب حافظ به زبان آلمانی توسط شرق شناس برجسته اتریشی "جوزف فون هامر" انجام شد. او در سال 1812 ترجمه نسخه کامل دیوان حافظ را به اتمام رساند ترجمه ای نثرگونه و دقیق. نحوه ترجمه آثار حافظ باید مورد بحث قرار بگیرد. شعر در ترجمه معمولا زیبایی و طراوت خود را از دست می دهد و این واقعیتیست. نحوه ترجمه نه تنها بستگی به دانستن دانش کافی زبان بلکه فرهنگ آن عصر را هم دارد، حوادثی که اتفاق افتاده اند – معروف است که حافظ شخصیتی سیاسی نیز بوده و دیدگاههای سیاسی نیز نسبت به حوادثی که در کشورش رخ می داده داشته است - بعنوان مثال لغت شراب که بارها و بارها استفاده شده است، آیا این لغت سمبول چیزیست؟ آیا اشاره او به یک ماده خارجی است که صرفا او را مست می کند تا رنجهایش را برای مدتی فراموش کند و مرهمی بر آنها باشد؟ آیا نوعی خلسه است؟ آیا این مستی همان مستی مشهور به " مستی عرفانی" است که راهبان کلیسای ارتدکس نیز از آن نام برده اند و آن را مستی بدون استفاده الکل می دانند؟ آیا نماد ناتوانیست؟ ساقی در اشعار حافظ کیست؟ چرا و به چه دلیل حافظ چنین شخصیت برجسته و تربیت یافته ای اینقدر به کسی که می خانه دارد اهمیت می دهد؟ آنطور که من تحقیق کردم، دانشمندان نظرات مختلفی دارند و هرچقدر که مترجم با عمق روح و ذهن شاعر عجین باشد به همان میزان ترجمه نیز متفاوت خواهد بود.

 دکتر مانولاکی با اشاره به تاثیر اشعار حافظ براندیشمندان مهم جهان و بخصوص در حوزه ادبیات، نیزگفت: بعد تر هم "گوته" را داریم که ترجمه "پیتر اِیوری" را مورد تحقیق و مطالعه قرار داد و مطالعه اشعار حافظ  گویی سبب  یک گفتگوی درونی (معنوی) با حافظ شد که منجر به نوشتن یک کتاب جدید توسط او به نام "دیوان شرقی و غربی" شد. درباره اثری با عناوین فارسی صحبت می کنیم، با تصویرگری ایرانی – آلمانی. در این کتاب گوته در تلاش است تا فرهنگ شرق و غرب را با یکدیگر تطبیق دهد، او بر این باور بود که حافظ برادر اوست، برادرانی دوقلو، و تحت تاثیراشعار نافذ او اثری از خود بجای گذاشت که اشعار حافظ در جای جای این اثرنمایانگر است و به این ترتیب ارادت و علاقه خود را نسبت به حافظ نشان داد.

سخنران بعدی این نشست ادبی سرکارخانم دکترفهیمه مخبرذفولی پژوهشگر و استاد دانشگاه بود که طی سخنانی با عنوان "حافظ و عقلانیت" گفت : دوران جوانی حافظ مصادف بود با افول سلسله محلی اتابکان فارس و تسلط آل اینجو بر فارس،حافظ مورد توجه امرای اینجو قرار گرفت و به دربارشان راه یافت و مقام بزرگی نزد شاه شیخ جمال الدین ابواسحاق حاکم فارس یافت. شاه ابواسحاق آل اینجو حاکمی ادب پرورو دانشمند بود و برای عمرانی فارس و آسایش مردم شیراز کوشید. حافظ این امیر اینجو را ستوده  است. هر چند باید توجه داشت مدح حافظ چون سعدی مدحی همراه با نصحیت و پند است نه تملق و زیاده روی، اما از قتل او توسط امیر مبارزالدین مظفری ، اندوهگین می شود و غزل مشهورش را دراین باره می سراید:

یاد باد آنکه سرکوی توام منزل بود               دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

راست چون سوسن و گل ازاثر محبت پاک    مرزبان بود مرا آن چه نور در دل بود

دل چو از پیر خرد نقل معانی                      عشق بی گفت به شرح آن چه بر اومشکل

راستی خاتم فیروزه بواسحاقی                 خوش درخشید ولی دولت مستج

دکترمخبر دزفولی درادامه تصریح کرد: ازآنجا که حافظ ملامتی بوده است و ملامیتان شهرت طلبی را آفت دین می دانسته اند و خود را در معرض ملامت خلق قرار می دادند می توان  اشعار وی درباره عقلانیت را توضیح داد، مثلاً شعری که خود را کم خرد می داند.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را  

زان که در کم خردی از همه عالم بیشم

 پیداست این بیت از روی تواضع است ولی ازآنجا که حافظ اشعری مذهب بوده است می توان انتظار داشت عقل مسموع( شنیداری) را بر عقل مطبوع( غریزی) برتری دهد.از نظر حافظ خرد سالکی است خام و بی تجربه که می لعل آن را پخته کرده و به تکامل می رساند  و به نظر می رسد علت دوری وی از ورود به بحث های فلسفی، شرایط ویژه زمان زندگی او بوده است. گرچه فلیسوف نبوده است، اما بعضی از اشعاراو ناظر بر نگاه فلسفی وی به جهان هستی است که برای مثال می توان به شعر زیر اشاره کرد:

وجود ما معمایی است حافظ        که تحقیقش فسون است و فسانه

یا

عیان نشد که چرا آمدم کجا بودم        دریغ و درد که غافل از کار خویشتنم

این ادبیات نشانه شک و اعجاب هستند که بنا به قول ارسطو ، اعجاب اولین اندیشمندان و مردم امروز را به بحث های فلسفی کشانده است.بنابراین به نظر می رسد حافظ گاه فلسفی می اندیشده ، اما فلیسوف نبوده است.

در پایان تعدادی از دانش آموزان زبان فارسی اشعاری از حافظ را به زبان فارسی خواندند و مورد توجه و تشویق حاضران قرار گرفتند.

 


١٧:٣٤ - جمعه ٩ آذر ١٣٩٧    /    شماره : ٧١٨٨٤٠    /    تعداد نمایش : ٧٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




پیوندها