دوشنبه ٠٢ ارديبهشت ١٣٩٨
صفحه نخست|ايران|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|پرسش و پاسخ
منو اصلی
صفحات مجازی

 

 



  چاپ        ارسال به دوست

#یلدا

یلدا شب بلند غزل‌های مشرقی است

در میان ما ایرانیان هنوز این رسم هر چند در ضمیرمان بر جای مانده که در بلندترین شب سال یا شب چله باید افراد خانواده گرد هم آیند و آجیل و شیرینی خورند آنها که گرم مزاجند خنکی مانند هندوانه و آنها که سرد مزاج‌اند گرمی مانند خرما، انجیر، ارده و شیره خورند تا طبع و مزاج‌شان برگردد.

آنچه اکنون به نام شب یلدا معروف است بلندترین شب سال در نیمکره شمالی است. به بیانی دیگر، خورشید در حرکت سالانه خود در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد که موجب کوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریکی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان خورشید بار دیگر به سوی شمال شرقی بازمی‌گردد که نتیجه آن افزایش روشنایی روز زمستان، خورشید بار دیگر به شمال شرقی باز می‌گردد که نتیجه آن افزایش روشنایی روز و کاهش شب است. از چنین روزی، روزها به تدریج بلندتر می‌شود، گویی روز اول دی روز تولد خورشید است و خورشید از نو زاده می‌شود و از آن روز به بعد چون طفل هر روز رشد می‌کند. یعنی روزها بلندتر می‌شود. آغاز بازگردیدن خورشید به سوی شمال شرقی و افزایش طول روز در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگر باره خورشید دانسته می‌شد و آن را گرامی و فرخنده می‌داشتند. در گذشته آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده که یکی از آن‌ها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده بوده است. جشنی که از لازمه‌های آن، حضور کهنسالان و بزرگان خانواده به نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است و همچنین خوراکی‌های فراوان برای بیداری درازمدت که همچون انار، هندوانه، سنجد و سیب سرخ به رنگ سرخ خورشید باشند.

 

تاریخچه جشن یلدا

 

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کردند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا و مهر است. نور، روز و روشنایی خورشید نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که در میان گذشتگان شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبه تاریکی. یلدا برگرفته از واژه سریانی است به معنای میلاد و سریانی نام زبانی است که مردم سوریه و شمال عراق قبل از میلاد مسیح و تا چند قرن بعد از آن یعنی تا ظهور اسلام با آن صحبت می‌کرده‌اند و رابطه تنگاتنگ با زبان یونانی دارد. ایرانیان باستان شب یلدا را شب تولد الهه مهر "میترا" می‌دانستند و به همین دلیل این شب را جشن می‌گرفتند و گرد آتش جمع می‌شدند، شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند. در این جشن علاوه بر باقیمانده میوه‌هایی را که انبار کرده‌اند، خشکبار، تنقلات و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را "میزد" می‌نامیدند، استفاده می‌کردند. "میزد" نذری یا ولیمه‌ای بود غیرنوشیدنی مانند گوشت، نان، شیرینی و حلوا که در جشن‌های ایرانیان باستان استفاده می‌شده. یکی از باورهای رایج بین مردم آن دوران نیز این بوده است که در شب یلدا، قارون (ثرتمند افسانه‌ای) با پوشش هیزم‌شکنان به در خانه‌ها می‌آید و به مردم هیزم می‌دهد و این هیزم‌ها در صبح روز بعد از شب یلدا به شمش زر تبدیل می‌شود. بنابراین باورمندان به این باور شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم‌شکن بیدار می‌ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی برپا می‌کردند و تولد خورشید را به نظاره می‌نشستند.

شب یلدا در توصیف شاعران

 

اکثر شاعران زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی به شب یلدا تشبیه می‌کنند اما بوده‌اند شاعرانی که سمی کرده‌اند از آن به عنوان مضامینی اجتماعی بهره جویند. در زیر اشعار برخی از شعرا به عنوان شاهد می‌آید:

 

چون حلقه ربایند به نیزه تو به نیزه

 

خال از رخ زنگی بربایی شب یلدا

 

(عنصری)

 

نور رأیش تیره شب را روز نورانی کند

 

دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند

 

(منوچهری)

 

گرد نیابد خوی ایشان در نیابد خلق را

 

روز روشن در بر دانا شب یلدا شود

 

(ناصر خسرو)

 

قندیل فروزی به شب قدر به مسجد

 

مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا

 

(ناصر خسرو)

 

کرده خورشید صبح ملک تو

 

روز همه دشمنان شب یلدا

 

(مسعود سعد)

 

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است

 

تو شمع فروزانی و گیتی شب یلدا

 

(خاقانی)

 

گر آن کیخسرو ایران و تور است

 

چرا بیژن شد اندر چاه یلدا

 

(خاقانی)

 

آری که آفتاب مجرد به یک شعاع

 

بیخ کواکب شب یلدا برافکند

 

(خاقانی)

 

همه ش‌بهای غم آبستن روز طرب است

 

یوسف روز به چاه شب یلدا بینند

 

(خاقانی)

 

با جفای تو بر که خورد از عمر

 

شب یلدا رفو که کرد پرند

 

(خاقانی)

 

هست چون صبح آشکارا کاین صباح چند را

 

بیم صبح رستخیز است از شب یلدای من

 

(خاقانی)

 

روز رویش چو برانداخت نقاب از سر زلف

 

گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست

 

(سعدی)

 

همه بر آن همه دردم امید درمان است

 

که آخری بود آخر شبان یلدا را

 

(سعدی)

 

یاد آسایش گیتی بزن بر دل ریش

 

صبح صادق ندهد تا شب یلدا نرود

 

(سعدی)

 

برآی ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد

 

که بگرفت این شب یلدا هلال از ماه و پروینم

 

(سعدی)

 

نظر به روی تو هر بامداد نوروزی است

 

شب فراق تو هر گه که هست یلدایی است

 

(سعدی)

 

در سالی اگر شبی است یلدا

 

در یک مه آن صنم دو یلداست

 

(رضا قلیخان هدایت)

 

می‌کند زلف دراز تو به دل‌های حزین

 

آنچه که خسته روانان شب یلدا نکند

 

(صائب تبریزی)

 

هست در سالی شبی ایام را یلدا و لیک

 

کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود

 

(خواجوی کرمانی)

 

شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری

 

رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری

 

(اوحدی مراغه ای)

 

من از روز جزا واقف نبودم

 

شب یلدای هجران آفریدند

 

(فروغی بسطامی)

 

این‌ها تنها نمونه‌ای از شاعرانی هستند که شب یلدا را برای انتقال مفاهیم مورد نظر خود به خواننده استفاده کرده‌اند.


٢٢:١٠ - شنبه ١ دی ١٣٩٧    /    شماره : ٧٢٠٣٥٢    /    تعداد نمایش : ٩٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




پیوندها