دوشنبه ٠٢ ارديبهشت ١٣٩٨
صفحه نخست|ايران|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|پرسش و پاسخ
منو اصلی
صفحات مجازی

 

 



  چاپ        ارسال به دوست

#مصاحبه

مصاحبه با آقای آپوستولوس نیکولاییذیس رئیس دانشکده الهیات دانشگاه آتن

با توجه به سوابق علمی و مسئولیت ریاست دانشکده الهیات دانشگاه آتن، شما فکر می کنید که جهان امروز در ارتباط با مبارزه با تعصب گرایی و خشونت های که با رنگ و بوی دین در جهان صورت می گیرد چه راهکار ها و سیاست هایی را باید در نظر گرفت ؟

در ابتدای این مصاحبه باید این نکته را شفاف کنم که من سیاسی نیستم، و یک شخصیت آکادمیک هستم. بنابر این جواب های من به سوالات شما کاملا جنبه علمی و نه سیاسی دارند.

این نکته را هم باید اضافه کنم که رشته تخصصی من جامعه شناسی مذهبی و اخلاق اجتماعی است و از این حوزه ها مسائل را بررسی و ریشه یابی می کنم.

دین شاید مناسب ترین فضا هم برای رشد خشونت، تروریسم،  رفتارهای رادیکالی و هم صلح، تحول، رفتار اعتدالگرایانه، گفتمان، عشق و همبستگی باشد.

اما این امر بستگی به نحوه به تصویر کشیدن و نشان دادن خدا، و همچنین نحوه متصل کردن خدا به حقایق و مشکلات دارد. در واقع هیچ دین و یا مذهبی خواستار این نیست که حرکت های منفی و ویرانگرانه ای نسبت به جامعه و افراد آن داشته باشد و هدف دین در واقع پرورش و بارور کردن درخت اخلاق در بین افراد جامعه، بازسازی دوباره جهان به جهانی زیبا تر، حل مشکلات تعاملی افراد و جوامع که بر آمده از دل گناهان است، استفاده از عدالت اجتماعی به عنوان اساسی ترین ابزار، برابری و صلح است.

با این حال دائما برخی نمایندگان و یا طرفداران ادیان تصویر و خلقیات خدا را تحریف کرده، تا به نام او به منافع شخصی خود دست یابند، که بیشتر منافع ایدئولوژیک و سیاسی و اقتصادی هستند که با استفاده مستقیم و یا غیر مستقیم از ابزار خشونت، تبلیغات بد و نمایش بدی از دین خود به نمایش می گذارند .

مدیریت سیاسی چنین رفتارهایی بنام دین مسئله ی ساده ای نیست، بخصوص وقتی این رفتارها در گروی طرح های سیاسی و سود عده ای باشد.

بعنوان آخرین تحلیل برای کلیات این سوال باید عرض کنم که این مسئله بستگی به میزان رابطه دینداران با سیستم دینی خود، رابطه شهروندان با رهبران سیاسی و رهبران سیاسی با رهبران کلیسا ها(دینی)  دارد. نحوه عملکرد شهروندان در جامعه و میزان موثر بودن آن بسته به آموزش های دینی-مذهبی، آموزشی عمومی و میزان متمدن و بلوغ فکری - فرهنگی آن جامعه دارد.

متاسفانه شاهد استفاده ابزاری از دین برای اهداف سیاسی هستیم،  و سلطه بر خاورمیانه توسط کشورهای غربی و آمریکا در سالهای اخیر موجب رشد خشونت و افراط گرایی دینی شده است. به نظر شما چگونه می توان این روند را متوقف و چه راهکارهایی را برای قطع حمایت های مالی و سیاسی از  گروه های تروریستی مانند داعش ،  النصره و ... وجود دارد ؟

در ارتباط با این سوال شاید بهتر باشد شخصیت های سیاسی یا همکاران ما در حوزه روابط بین الملل پاسخ بدهند.

 از نظر من شاید بهتر باشد که این موضوع را اولا خاطر نشان کنم که تمامی قدرت های بزرگ و قوی هم از لحاظ سیاسی و هم اقتصادی، به دنبال سلطه بر جهان بوده و هستند،

 گاهی اوقات برای افزایش نفوذ و نشان دادن سروری خود و گاهی برای خدمت رسانی بهتر به زیاده خواهی اقتصادیشان می باشد.

 برای حصول نیاتشان امروزه بیشتر به دنبال دلایلی هستند تا بتوانند از این طریق علت دخالت در امور داخلی سایر کشور ها را توجیه کنند که معمولا این امر به بی نظمی دولت و نابودی کامل ساختار اجتماعی آن کشور می انجامد.

  استدلال آنها برای دخالت در کشورهای دیگر یا به اسم ایجاد دموکراسی و دموکراسی خواهی یا به اسم مقابله با تهدید علیه انسانیت و حقوق بشر صورت می پذیرد.

طبیعی است که برخی رهبران دینی هم برای پیش برد حرکت های مردمی از دین استفاده می کنند، و حملات کشورهای قدرتمند را به مواجه با دین اسلام تلقی می کنند.

ادغام گذاره های دینی با سیاسی معمولا به سو استفاده از دین و بدنام کردن آن توسط انجام دهندگان آن می انجامد.

همه این موارد زمینه را برای حرکت های افراطی مهیا می کند و توجیهات جدیدی را برای دخالت های خارجی فراهم و افزایش مشروعیت برای حضور و مشارکت سایر کشور ها را هم به دنبال دارد.

 در نهایت به این پاسخ می رسیم که هرچه مذهب کمتر در انواع و اقسام بازی های سیاسی استفاده شود به همان میزان نیات قدرتمندان مشخص تر و اینکه چقدر می تواند در انزوای آنها موثر باشد، مشخص می گردد. شاید هم این موضوع به اعتراضات جهانی و یا محکومیت قدرتمندان بیانجامد.

در سالهای اخیر شاهد تلاشهای برخی کشورها و دولت ها از جمله جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با توسعه ی تفکر افراط گرایی و خشونت طلبی هستیم که بسیاری از دولت ها بی طرف جهان که خواهان صلح و همزیستی مسالمت آمیز هستند از این سیاست های ایران حمایت می کنند، که یونان یکی از این دولت هاست.  به نظر شما چگونه می توانیم همکاری های بین دو کشور ایران و یونان را در این راستا افزایش دهیم ؟

تنها مطلبی که می توانم از نظر خودم در این مورد بیان کنم این است که هرچقدر میزان همکاری و فعالیت های مشترک مابین دولت ها در جهت همزیستی مسالمت آمیز و انزوای افراطی گرایی و تروریسم بیشتر باشد به همان میزان هم میزان امید برای غلبه بر آنها عمیق تر و بیشتر می شود.

ایران و یونان صاحب دو تمدن کهن و تاثیر گذار در جهان بوده اند و امروزه نیز دو کشور دوست تلقی می شوند، ضمینه های همکاری های علمی و فرهنگی بین دو کشور ایران و یونان را چگونه ارزیابی می کنید ؟

علم و فرهنگ حقیقتا بهترین پل ها برای گفتگو و همکاری بین مردم کشورها در خصوص مسائل مورد علاقه ی جهانیست، مانند مسئله ی فقر، بیکاری، بی عدالتی های اجتماعی، بحران زیست محیطی و... با این دیدگاه پرورش و گسترش همکاری های فرهنگی – علمی مابین دو کشور (ایران و یونان) با تاریخ کهن و طولانی بیش از پیش حائز اهمیت است، به این دلیل که کمک شایانی هم به درک متقابل بین دو ملت و هم مبادلات فرهنگی می کند.

با توجه به اینکه جنابعالی در سفر سال قبل به ایران برای شرکت در کنگره های دینی مابین اندیشمندان ایرانی و یونانی حضور داشتید، اینگونه فعالیت های را چگونه ارزیابی می کنید؟ نظر شما درباره دیدارهایی که در  ایران داشتید چیست؟

سفر سال گذشته نمایندگان یونان به ایران، که من هم این فرصت را یافتم تا در این نشست ها بعنوان رئیس دانشکده الهیات دانشگاه آتن شرکت کنم، بسیار مفید ارزیابی شد،  چون پس از سالها گفتگوی ایران و یونان دوباره زنده شد، و همزمان درک هر دو طرف و در حقیقت  نیاز برای انجام هماهنگی های لازم در جهت مقابله با پدیده هایی مثل خشونت، تروریسم و افراطی گری پدیدار گشت.

بدون اینکه در جایگاهی باشیم که تصمیمی برای دخالت مستقیم برای حل این معضلات اتخاذ کنیم،  تلاش کردیم تا از مشترکات و اصول مذهبی بینادینی و روشهای که وجود دارد، بعنوان مثال اعتدالگرایی که می تواند توسط مجریان قانون و تصمیم گیران  بعنوان وسیله اصلی مقابله ساختاری با مشکلات فوق باشد، استفاده کنیم.

 از این رو این سفر بسیار مهم بود. همچنین، این فرصت را داشتیم تا از مهمانوازی فوق العاده ایرانیان لذت ببریم، زندگی آکادمیک در ایران را بشناسیم، به تبادل نظر در زمینه سازماندهی مطالعات دینی بپردازیم اما بیشتر از همه به بررسی توانایی هایمان برای همکاری های علمی و تبادل کارکنان آموزشی مابین دانشکده های الهیات دو کشور پرداختیم.

با توجه به اینکه دنیای امروز شاهد تحولات عمیق فکری فرهنگی است، همکاری های مسلمانان و مسیحیان به عنوان بزرگترین جوامع دینی در جهان را چگونه ارزیابی می کنید؟ و از چه طریق می توان همکاری های بین دانشمندان مسلمان و مسیحی را ارتقا داد ؟

الف) با این فرض که دین همچنین بعنوان مهمترین فاکتور برای بسط صلح می باشد.          ب) رابطه خصومت آمیز بین این دو دین بزرگ نه تنها به نفع هیچ کدام از طرفین نیست بلکه حتی بسود دیگر بخش های جامعه جهانی هم نیست.

 شاید بهتر باشد این موضوع را بیان کنم که این ادیان موظف هستند که بنیادگرایی و عوامل افراط گرایی خود را کنار بگذارند و  گفتگو هایی با هدف درک متقابل بهتر و نحوه همکاری دو جانبه در موضوعات مشترک مورد علاقه طرفین مانند صلح جهانی و عدالت را برگزار و راه اندازی کنند.

چون این خیلی بد است که کسانی که اطلاعات کافی درباره دین و مذهب ندارند در این باره اظهار نظر کنند و  ادیان فعالیت های نفرت انگیز و رقابتی علیه یکدیگر داشته باشند.

البته باید خاطر نشان کرد که شانس موفقیت  چنین گفتمان هایی بستگی به میزان صداقت نیات طرفین، احترام به تنوع های مذهبی، علاقه دو طرف برای همکاری در زمینه های مورد علاقه( بیشتر موضوعاتی که پیرامون صلح جهانی باشد) دارد.

همچنین بستگی به این موضوع دارد که این گفتمان مرتبط و متصل به موضوعات سیاسی نبوده و  تاثیری بر روزمرگی نداشته باشد.  مخصوصا در جوامعی که مسیحیان و مسلمانان همزیستی خوبی دارند .

خوشبختانه هفته گذشته پیروزهای بزرگی نصیب نیروهای مبارز با داعش در سوریه و عراق گردید و پایان داعش توسط یکی از فرماندهان ارشد ایرانی اعلام شد، به نظر شما برای تحقق صلح پایدار در منطقه بویژه سوریه و عراق چه سیاست ها و همکاریی باید صورت گیرد؟

بدون اینکه من شخصی سیاسی باشم، می توانم بگویم که جدایی و انزوای جریانهای تکفیری و گروههای افراطی که درک و  باورهای مذهبی را باهم ترکیب می کنند، در درجه اول باید با جدا کردن آنها از دینشان صورت پذیرد و سپس نقشه و برنامه های سیاسی و تحرکات نظامی استفاده گردد، این یعنی نشان دادن این موضوع که ایدئولوژی و فعالیت هایشان هیچ ارتباطی با معنا و مفهوم اصلی دینی که آن را نمایندگی می کنند،  ندارد.

 با این روش قانونی بودن خود و مشروعیت خود را توسط دین از دست می دهند و فعالیت هایشان تنها محدود به عده ای مردم معتقد عادی می شود.

همچنین این موضوع بستگی به میزان وحدت آنها و همکاری کشورهای منطقه دارد تا خودشان بتوانند مسائل  و معضلاتشان را حل کنند که نتیجه این عمل بی هویتی و بی فایده کردن هر دخالت خارجی خواهد بود.

در پایان باید عرض کنم که حضور و یافتن پشتیبانهای بین المللی و همکاری های گسترده تر در حوزه های سیاسی و اقتصادی لازم و ضروری است تا از این طریق این کشور ها بتوانند به عنوان قدرتی مستقل مطرح شوند.

یکی از دستاوردهای مهم همکاری برای دوری و مقابله با تهدید گروههای تکفیری مثل داعش همکاری دنیای اسلام با یکدیگر و بلکه همکاری بین دنیای اسلام و مسیحیت می باشد. 


٢٣:٠٠ - شنبه ٢٥ آذر ١٣٩٦    /    شماره : ٦٩٣٩٣٩    /    تعداد نمایش : ٢٤٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




پیوندها